«از ايشان پرسيدم که آيا درست است که شما آمدن خود به ايران را مشروط به دعوت رهبر معظم انقلاب کردهايد؟ گفت: بله، ولي نه به اين معنا که ايشان شخصاً مرا دعوت کند بلکه به اين معني که شخص ايشان تضمين کند که براي من مشکلي ايجاد نمي شود؛ زيرامن در اينجا به عنوان يک رهبر ديني هم شناخته ميشومو اگر با مشکلاتي مانند دستگيري و زنداني شدن مواجه شوم در ذهن مردم در اينجا اين نکته خطور ميکند کهاين رهبر مذهبيفردي خلافu202bکار است و ذهن کسي متوجه مسائل سياسي نمي شود و اين به دين داري لطمه مي زند.» [540]
پایان سخن
فرقه شوان از همان آغاز، که هنوز شاخه اي از علاويه بشمار مي رفت، مخفي بود. بنوشته سجويک، اين پنهانu202bکاري مغاير است با سيره عادي صدها طريقت صوفي در جهان اسلام که سازمان هايي علني هستند هر چند ممکن است گاه مناسکشان را در خلوت و بدور از چشم "اغيار" انجام دهند. [541] پنهانu202bکاري سنت فرقه هاي رازآميز ماسوني غربي، مانند انجمن تئوسوفي و طريقت معبد، است و در سنن تصوف اسلامي معنا ندارد.
بعبارت ديگر، پنهانu202bکاري ميراثي ماسوني است که به فرقه شوان انتقال يافت و از عناصري است که مي تواند مرز ميان "طريقت" [542] و "فرقه" را ترسيم کند. "طريقت" زماني که پنهان باشد، از تشکيلات منسجم پنهان برخوردار باشد، و داراي مناسک پنهان باشد، "طريقت" نيست، "فرقه" [543] است. و عقايد و مناسک ديني "فرقه" زماني که با اديان متعارف تمايز داشته باشد، "کالت" [544] يا آئين ديني جديد است. فرقه ها و آئين هاي ديني فرقهگونه معمولاً خود را "طريقت" مي خوانند نه "فرقه" زيرا تصوّر مي کنند واژه "فرقه" داراي بار منفي است. شاخه هاي متنوع فراماسونري خود را "طريقت" مي خوانند، مانند "طريقت اسکاتي کهن"، [545] ولي در عمل فرقه کاملاً بسته با عقايد خاص خود هستند نه طريقت به معناي رايج سنتي آن در تصوف.
فرقه شوان، از همان ابتداي کار شوان، براي توجيه پنهانu202bکاري خود دلايلي عرضه مي کرد؛ مانند مخاطره آميز بودن علني شدن مسلماني پيروان. اين استدلال، حتي در فضاي نخستين سال هاي پس از جنگ جهاني دوّم، مقبول بنظر نمي رسد. پنهانu202bکاري در فرقه شوان چنان اکيد و پذيرفته شده بود که وقتي سجويک از فن مينبرگ، سوّمين عضو فرقه شوان (پس از شوان و بورکهارت)، درباره علت پنهانu202bکاري مي پرسد اوّلين واکنش او تعجب است. او مي گويد: مگر مي شد جز اين باشد؟ فن مينبرگ دلايلي چون خطر اخراج از کار را مطرح مي کند در حالي که خود معترف است کارفرمايانش از مسلمان بودن او مطلع بودند و اتفاقي برايش رخ نداد. [546]
فرقه شوان چنان مخفي بود که طي 76 سال موجوديت آن، اگر مبداء را سال 1937 بدانيم که شوان خود را "شيخ" خواند، برغم اهميت آن در ميان نخبگان غرب، نامي از آن شنيده نمي شد و مناسک آن، هم براي غيرمسلمانان و هم براي مسلمانان، حتي آنان که با اعضاي فرقه معاشر بودند، ناشناخته بوده است.
در آغاز اين رساله سخنان سجويک را نقل کرديم درباره نحوه آشنايي او با فرقه شوان در دانشگاه آمريکايي قاهره. در تحقيقاتي که در ماه هاي اخير براي آشنايي با فرقه مريميه انجام گرفت، روشن شد که مريميه را در ايران بندرت مي شناسند و اگر کسي اطلاعي دارد بطور عمده به دليل مطالعه کتاب سجويک است و انعکاس ناچيز آن، به اجمال و در حد يکي دو يادداشت کوتاه در چند صفحه فيسبوک و وبلاگ. و گفتيم که سجويک، به دليل تهديد وکلاي مريميه، مجبور شد بخش هايي از کتاب خود را، از جمله تصاوير برهنه شوان و برهنهu202bنگاريu202bهاي او را، حذف کند. و نيز، بنقل از طلعت هالمان، گفتيم که از ستاره هومن در زمان نگارش يا انتشار پايان نامه دکترايش در دانشگاه سوربن خواستند «هر نوع مطلب منفي» را عليه شوان حذف کند.
در مورد شوانيu202bهاي ايران، که خطري مسلمانان را، به دليل مسلماني، تهديد نمي کند، اين پنهانu202bکاري، هم پيش از انقلاب و هم پس از انقلاب، وجود داشته است. پيروان شوان و نصر در ايران نامي از طريقت مريميه، مگر بندرت به هنگام نياز و به اختصار، نميu202bبرند چه رسد به اعلام جايگاه خود در مريميه يا مناسک داخلي آن. اين در حالي است که مکرر به تجليل از شوان، بعنوان متفکر و عارف بزرگ مسلمان، پرداخته اند بدون کم ترين اشاره به مغايرت عقايد و کردار او با اسلام.
از چند دانشجوي مطلع ايراني دانشگاه هاي ايالات متحده آمريکا پرس و جو شد. به اجمال چيزي شنيده بودند. آنان از دانشجوياني که بنظر مي رسيد با سيد حسين نصر رابطه دارند يا به او علاقمندند پرسيدند. ابتدا ابراز آشنايي کردند ولي بعد که متوجه کنجکاوي دوستu202bشان شدند بحث را مسکوت گذاردند.روشن شد که در ميان دانشجويان ايراني در دانشگاه هايآمريکا، نخبگاني هستند که يا در معرض تبليغات مريميه قرار دارند يا به آن پیوستهu202bاند، و اينان می دانند که بايد "رازدار" باشند.
کتاب سجويک، برغم گذشت هشت سال از انتشار آن، تاکنون در ايران انعکاسي نداشته و بنظر مي رسد ارادهu202bاي منسجم براي پنهان ماندن نام مريميه وجود دارد. اميد مي رود رساله حاضر بازتابي در خور يابد و پاياني بر هشت دهه پنهانu202bکاري فرقه شوان باشد.
پایان تنظیم و آماده سازی مجدد برای بازانتشار ، کاری ازوب نگار
444. Sedgwick, ibid, p. 153.
445. Massachusetts Institute of Technology (MIT)
446. سيد حسين نصر،در جستجوي امر قدسي، گفتگوي رامين جهانبگلو با سيد حسين نصر، ترجمه سيد مصطفي شهرآييني، تهران: نشر ني، چاپ اوّل، 1385، ص 96.
447. همان مأخذ، ص 97.
448. همان مأخذ، ص 105.
449. Sedgwick, ibid, p. 154.
450. Seyyed Hossein Nasr, “Intellectual Autobiography,”The Philosophy of Seyyed Hossein Nasr, ed.Lewis E Hahn, pp. 3 85. Chicago: Open Court, 2001; Haifaa Jawad, “Seyyed Hossein Nasr and the Study of Religion in Contemporary Society”,American Journal of Islamic Social Science, Vol 22, No 2, 2005, pp 49-68.
451. نصر، "فريتيوف شوان و سنت اسلامي"، همان مأخذ، ص 25.
452. بنگريد به عکس نصر در سال اوّل تحصيل در دانشگاه ام. آي. تي.، 1329، در کتابدر جستجوي امر قدسي.
453. نصر، "فريتيوف شوان و سنت اسلامي"، همان مأخذ، ص 20.
454. نصر،در جستجوي امر قدسي،صص 123-124.
455. همان مأخذ، ص 11.
456. همان مأخذ، صص 19-20.
457. عبدالرحيم کلانتر ضرابي،تاريخ کاشان، بکوشش ايرج افشار، تهران: انتشارات اميرکبير، چاپ چهارم، 1378.
458. اسناد دکتر ولي الله خان نصر در مجموعه محمدعلي فروغي: يحيي آريابخش،تاريخ آغازين فراماسونري در ايران بر اساس اسناد منتشرنشده، ج 3: از پرونده شماره 41 تا پرونده شماره 80، تهران: انتشارات سوره مهر، چاپ اوّل، 1384، ص 646.
459. ضرابي، همان مأخذ، صص 290-291.
460. Jakob Eduard Polak (1818-1891)
متولد بوهم، متوفي وين. دکتر پولاک در سالهاي 1851-1860 در ايران بود. از سال 1272 ق./ 1855 م.، پس از مرگ دکتر کلوکه و پيش از استخدام دکتر طولوزان، پزشک مخصوص ناصرالدين شاه بود. ياکوب پولاک در سال 1865 خاطرات ايران خود را بهنامايران، سرزمين و مردم آندر وين منتشر کرد. اين کتاب به فارسي ترجمه شده است: ياکوب ادوارد پولاک،سفرنامه پولاک، ترجمه کيکاووس جهانداري، تهران: خوارزمي، چاپ اوّل، 1361.
461. مهدي بامداد،شرح حال رجال ايران،تهران: انتشارات زوار، چاپ پنجم، 1378، ج 5، صص 97-98.
462. نصر،در جستجوي امر قدسي،ص 13.
463. Meshiakh Ajoon [Mashiah Ajun]
464. عبدالله شهبازي، "واقعه الله داد و مهديu202bگرايي افراطي: ميراث يهوديان مخفي مشهد":
www.shahbazi.org/pages/Crypto_Jews_Mashhad_Iranian_Messianism.htm
465. باقر عاقلي،شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران: نشر گفتار، نشر علم، چاپ اوّل، 1380، ج 3، ص 1621.
466. ايرج افشار،نادره کاروان،تهران: نشر قطره، چاپ اوّل، 1383، ص 134؛ نصر،در جستجوي امر قدسي،ص 15.
467. ويکي پدياي فارسي، "تئاتر نصر" [20 ارديبهشت 1392]؛ وبلاگ تابلو- خبر هنري، "تئاتر نصر؛ همچنان در انتظار تکميل بازسازي"، 27 فروردين 1388:
468. "تلاش براي احياء تئاتر نصر و پارس به ياد سعدي افشار"، سايت مؤسسه فرهنگي هنري شهيد آويني، 4 ارديبهشت 1392.
469. نصر،در جستجوي امر قدسي،ص 36.
470. عاقلي، همان مأخذ، ص 1622.
471. نصر، همان مأخذ، ص 184.
472. Iran Who’s Who 1976, Tehran: Echo of Iran, 1976, p. 379.
473. آريابخش، همان مأخذ، صص 648-651.
474. اسماعيل رائين،فراموشخانه و فراماسونري در ايران،تهران: مؤسسه تحقيق رائين، چاپ دوّم، 1347، ج 1، صص 453-454. اين در واقع چاپ اوّل است. رائين براي ممانعت از توقيف کتاب در صفحه مشخصات مدعي شد که چاپ اوّل در ژانويه 1968 در ايتاليا منتشر شده.
475. نصر،در جستجوي امر قدسي،ص 17.
476. همان مأخذ، صص 37-38.
477. همان مأخذ، صص 12-13.
478. همان مأخذ، ص 24.
479. همان مأخذ، صص 29-31.
480. Peddie School
481. Baptists
482. همان مأخذ، صص 55-56.
483. همان مأخذ، ص 57.
484. همان مأخذ، صص 24، 57.
485. همان مأخذ، ص 25.
486. "گزيده اي از کتابحکمت و سياست: خاطرات سيد حسين نصر"، وبگاه جرس، 5 فروردين 1392.
http://www.rahesabz.net/story/68054/
487. فريدهوف شووان، "ودانتا"،مهر، شماره 105، بهار 1343، صص 36-43.
488. همان مأخذ، ص 37.
489. همان مأخذ، ص 42.
490. فريتيوف شووان،اصول و معيارهاي هنر جهاني، شيراز، تخت جمشيد: سازمان جشن هنر، 1349. اين مقاله در سال هاي اخير تجديد چاپ شده است: دفتر مطالعات ديني هنر، 1372.
491. فريدهوف شووان، "تناقضات مکتب اصالت نسبيت"، ترجمه غلامرضا اعواني و هادي شريفي،جاويدان خرد،شماره 2، پائيز 1354، صص 3-11.
492. علينقي عاليخاني(متولد بهمن 1307)، پسر عابدين خان سرپرست املاک پهلوي در دشت قزوين، پس از اخذ مدرک دکترا در رشته اقتصاد از پاريس به کار در ساواک پرداخت و مسئول تهيه بولتن هاي ويژه اقتصادي براي شاه شد. مندرجات اين بولتن ها علاقه شاه به عاليخاني را برانگيخت و در نتيجه در سال 1341 در دولت امير اسدالله علم وزير اقتصاد شد. او تا سال 1348، در دولت هاي حسنعلي منصور و اميرعباس هويدا، وزير بود و سپس تا سال 1350 رياست دانشگاه تهران را به عهده داشت. از آن پس به فعاليت هاي اقتصادي پرداخت و رياست هيئت مديره بانک ايران و آمريکا را به دست گرفت. با وقوع انقلاب به آمريکا رفت و از اوائل دهه 1370، پس از انتشار خاطرات ارتشبد فردوست، ويراستاري يادداشت هاي روزانه علم را به دست گرفت. اين کتاب در شش جلد در ايران منتشر شد. همسر علينقي عاليخاني، سوزان دمون، فرانسوي است. از علينقي عاليخاني بعنوان يکي از چهره هاي برجسته مرتبط با سرويس اطلاعاتي اسرائيل (موساد) نام مي برند. بنگريد به: عبدالله شهبازي، "موساد و ايران":
493. هوشنگ نهاوندي(متولد 1312) هم سن و سال نصر بود. او ماسون بود و در 14 آذر 1344 با معرفي حسينعلي شيخ الاسلامي عضو لژ آفتاب شد. اوج فعاليت ماسوني نهاوندي از 14 اسفند 151 است که لژ اميرکبير بعنوان يک نهاد دانشگاهي تأسيس و نهاوندي، رئيس دانشگاه تهران، بعنوان "استاد ارجمند" آن منصوب شد. در شهريور 1357 در دولت شريف امامي وزير آموزش عالي شد و رياست دفتر مخصوص ملکه به نصر محول شد. در 14 بهمن 1357 به دستور شاپور بختيار، آخرين نخست وزير حکومت پهلوي، نهاوندي بعنوان يکي از عوامل افساد در ايران به زندان افتاد. با پيروزي انقلاب، نهاوندي از ايران خارج شد و به پاريس رفت.
494. نصر،در جستجوي امر قدسي،ص 31.
495. همان مأخذ، ص 13.
496. همان مأخذ، صص 122-123.
497. همان مأخذ، ص 186.
498. همان مأخذ، ص 187.
499. همان مأخذ، ص 187.
500. همان مأخذ، ص 188.
501. يادداشت هاي علي و مجتبي مطهري نشان مي دهد که پس از انتصاب نصر به رياست دفتر فرح پهلوي، آيتu202bالله مطهري ارتباط خود با وي را قطع کرد. علي مطهري مي نويسد: «پس از آن که دکتر نصر رئيس دفتر فرح شد استاد مطهري بسيار ناراحت شدند و از آن پس ارتباطي با نصر نداشتند.» و مجتبي مطهري، پسر بزرگ آيتu202bالله مطهري، مي گويد: «در يک بعدازظهر، وقتي استاد مطهري عکس دکتر نصر را در صفحه اوّل کيهان ديدند در حالي که به مناسبت اين سمت در مقابل شهبانو خم شده است، جمله اي گفتند که حاکي از ناراحتي شديد ايشان از دکتر نصر بود.» ("گزيده اي از کتابحکمت و سياست: خاطرات سيد حسين نصر"، وبگاه جرس، 5 فروردين 1392)
502. حسين فردوست،ظهور و سقوط سلطنت پهلوي،جلد اوّل: خاطرات ارتشبد سابق حسين فردوست، ويراسته عبدالله شهبازي، تهران: انتشارات اطلاعات، [چاپ اوّل، 1369]، چاپ بيست و پنجم، 1387، صص 210-211؛ احسان طبري،کژراهه: خاطراتي از تاريخ حزب توده،تهران: انتشارات اميرکبير، چاپ اوّل، 1366، صص 220.
503. نصر، همان مأخذ، ص 186.
504. "گزيده اي از کتابحکمت و سياست: خاطرات سيد حسين نصر"، وبگاه جرس، 5 فروردين 1392.
505. نصر،در جستجوي امر قدسي، ص 178.
506. همان مأخذ، ص 179.
507. همان ماخذ ، ص 163.
قلم و گفتار نصر جذاب نيست و شايد بتوان گفتملال آوراست. بنظرمي رسدنوشتن براي نصر آسان نيست. بسياري از آثار نصر به انگليسي است که با نثر روان ديگران به فارسي برگردانيده شده.مهم ترينآثاراوّليهاش به فارسي (علم و تمدن در اسلام، ترجمه احمد آرام، تهران: نشر انديشه، 1350؛تاريخ فلسفه اسلامي، ترجمه اسداللّه مبشري ، تهران: اميركبير، ۱۳۵۲) کار مترجمانيچيرهu202bدستاست. به اين دليل، نصر سخن گفتن را بر نوشتن ترجيحمي دهدو به اين دليل خاطراتش گفتگوست؛ هم با رامين جهانبگلو و هم خاطرات جديدش (در دست انتشار) که گفتگو با محمدحسين منظورالاجداد ونجم الدينيوسفي و حسين دهباشي است. از اينرو، مجموعه نوارهاي صوتي تصويري نصر مفصل است که دروبگاه هايمريميه و بنياد سيد حسين نصر قابل دستيابي است. صرفنظر از پيوند با قدرت سياسي، عدم جذابيت قلم و گفتار عامل ديگري است که نصر بسان علي شريعتي، يا حتي عبدالکريم سروش درسال هاينخست پس از انقلاب، در ميان روشنفکران و دانشجويان ايراني جاذبه نيافت و با اقبال مواجه نشد.
508. The Paul H. Nitze School of Advanced International Studies (SAIS)
509. The Brookings Institution
510. Richard Holbrooke (1941-2010)
511. Special representative for Afghanistan and Pakistan
513. http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Holbrooke[May 11, 2013]
514. http://en.wikipedia.org/wiki/Frank_Wisner[May 11, 2013]
515. جيمز بيل و ويليام راجر لويس [ويراستار]،مصدق، نفت، ناسيوناليسم ايراني،ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوي و کاوه بيات، تهران: نشر نو، چاپ اوّل، 1368، ص 456.
516. Mark Koslow, “The Spiritual Fascism of Rene Guenon and His Followers.”
517. "گزيده اي از کتابحکمت و سياست: خاطرات سيد حسين نصر"، وبگاه جرس، 5 فروردين 1392.
518. سيد حسين نصر، "سرآغاز"،جاويدان خرد، شماره اوّل، بهار 1354، ص 7.
519. همان مأخذ، ص 8.
520. "فريدهوف شووان"،جاويدان خرد، شماره دوّم، پائيز 1354، صص 1-2.
521. Sedgwick, ibid, p. 155.
522. ibid, p. 156.
523. ibid, p. 156.
524. ibid, p. 157.
525. نصر،در جستجوي امر قدسي، ص 167.
526. Sedgwick, ibid, p. 157.
527. ibid, p. 249.
528. ibid, p. 250.
529. بنگريد به: زندگيu202bنامه "غلامرضا اعواني" در ويکی پدياي فارسي و وبگاه مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران. (اوّل ارديبهشت 1392)
530. "انديشه و کارنامه سيد حسين نصر در ترازو"،کتاب ماه دين، شماره 127، ارديبهشت 1387، صص 35-36.
531. منوچهر دين پرست،"از انجمن تا مؤسسه"،همشهري انلاين [اوّل ارديبهشت 1392]:
532. Sedgwick, ibid, p. 250.
533. ibid, p. 338.
534. "حکمت متعالي اديان در گفتگو با دکتر محمود بينا"، فصلنامههفت آسمان، شماره 1، بهار 1378، ص 7.
535. Sedgwick, ibid, p. 250.
536. ibid, pp. 251, 349.
537. ibid, p. 252.
538. ibid, p. 254.
محمد لگنهاوزن، "نکاتي چند پيرامون پلوراليسم ديني در گفتگوي آقايان سيد حسين نصر و جان هيک"، ترجمه احمدرضا جليلي،معرفت، شماره 24، بهار 1377، صص 77-89. لگنهاوزن بعداً کتابي نوشت در نقد تراديشناليسم با عنواناسلام و پلوراليسم ديني.
Muhammad Legenhausen,Islam and Religious Pluralism, London: Al-Hoda, 1999.
539. Mark Sedgwick, “Vestlig sufisme og traditionalism” [Western Sufism and Traditionalism],Den gamle nyreligiøsitet,Vestens glemte kulturarv[Old New Religiousness: The West's forgotten cultural heritage], ed. Mette Buchardt and Pia Böwadt (Copenhagen: Anis, 2003), pp. 139-151.
540. "ماجراي درخواست سيد حسين نصر از رهبر انقلاب به روايت دکتر الويري"، خبرانلاين، 26 مهر 1388.
541. Sedgwick,Against the Modern World,p. 92.
542. Rite
543. Sect
544. Cult
545. Antiquus Scoticus Ritus Acceptus [Ancient and Accepted Scottish Rite]
546. Sedgwick, ibid, p. 92
برچسب:
نویسنده: وب نگار